کشف روستایی است با محرومیتهای فراوان و البته باز هم نکته جالب در این میان این است که کشف هم به بولوار توس چسبیده است؛ یعنی از محل دفتر روزنامه تا کشف ۲۰دقیقهای راه است.
باز هم تماس اهالی ما را بر آن میدارد تا سری به یکی دیگر از روستاهای چسبیده به مشهد بزنیم که در برزخ شهر و روستا ماندهاند و در این میان آنچه سبب تأسف است، پایین بودن سطح رفاه و برخورداری مردم این روستاهاست.
تابستان گرد و خاک زمستان گل و لای
اولین موردی که با ورود به روستای کشف نظر رهگذران را جلب میکند، کوچههای خاکی و گرد و خاک فراوان است و البته هرکس این وضع را در تابستان ببیند، میتواند حدس بزند این گرد و خاک در زمستان چه گل و لایی را به وجود میآورد.
پور رحیم درباره این مشکل روستا میگوید: خودتان وضع آسفالت کوچههای کشف را دیدید، بچههای این مردم و اهالی این روستا چرا باید در چنین وضعیتی زندگی کنند، آن هم در روستایی که به مشهد چسبیده است؟
یکی دیگر از اهالی درباره آسفالت نشدن کوچهها میگوید: میگویند سال گذشته بودجهای برای این کار آمده است، اما مقداری از سهم آسفالت را باید مردم بدهند که چون زیاد است از توان آنها خارج است.
این خانم میگوید: مثلاً سهم خانواده ما برای آسفالت کوچهای که در آن زندگی میکنیم ۶۰۰هزار تومان است، من از کجا ۶۰۰هزار تومان فقط برای آسفالت بیاورم، اگر از این پولها داشتیم، چرا این جا زندگی کنیم؟
در میان صحبتهای من با مغازهداری که درباره آسفالت و کوچههای خاکی میگوید، مردی از راه میرسد و خطاب به مغازهدار میگوید: بیا یک سیگار به ما بده، اینها خودشان همه این چیزها را میدانند، ولی کاری نمیکنند، خودتان را علاف نکنید همه چیز مسخره شده است.
نمیتوانیم بدون آب زندگی کنیم
جاغوری به مشکل اساسیتر اهالی اشاره میکند که آن هم مشکل آب است. این خانم میگوید: «ما بدون آسفالت که البته حق ما هم هست که کوچههای ما آسفالت باشند، میتوانیم زندگی کنیم، اما مسؤولان دیگر نمیتوانند بگویند ما بدون آب خوردن زندگی کنیم. او اضافه میکند، چرا نباید ما آب خوردن داشته باشیم؟ چرا باید این همه قطعی آب داشته باشیم.»
این مشکل از مشکلات اساسی کشف است؛ زیرا به محض مطرح شدن این مشکل توسط یکی از اهالی، همه میخواهند در این باره اعتراض بکنند و حرف بزنند و من گمان میکنم خدا کند این نوشتهها و این اعتراضها باعث شود تا مشکلات کشف حل شود.
وقتی بحث مشکل آب میشود، دوست دارم تا به جز شنیدن حرف مردم، خودم سراغی از یکی دو شیر آب بگیرم. بنابراین وارد خانه اولی میشوم و شیر آب را باز میکنم، انگار سالهاست آبی از آن نمیآید، خانه دوم هم به همین صورت. یکی از اهالی خانهای را نشانم میدهد و میگوید: «آن خانه را میبینی، چون توان مالی بهتری دارد، برای خانهاش تانکر آب گذاشته است، از بیرون هم آب میخرد، ولی همه که این توان را ندارند.»
صدیقی در ادامه صحبت های دیگران میگوید: «اینجا بچههای مدرسه برای خودشان آب میبرند چون هم آب در مدرسه نیست و هم وقتی آب هست، آب خوبی نیست، برای همین مدرسه به بچهها گفته بود با خودتان آب بیاورید. شما بگویید از کجا بچهها باید با خودشان آب به مدرسه ببرند.»
اگر پول داشتیم اینجا نبودیم
یکی از خانمها نکته جالبی را برایم بازگو میکند. او میگوید: «من از یکی از روستاهای سبزوار هستم، روستای ما کمتر از ۵۰خانوار دارد و تازه از شهر هم دور است، اما به اندازه این روستا با این همه جمعیت و چسبیده به مشهد مشکل ندارد».
او ادامه میدهد: «نمیدانم چرا به آن روستا رسیدگی شده است، اما به این روستا رسیدگی نمیشود؟»
این خانم اضافه میکند: «تازه بعضی از کوچههای اینجا گازکشی هم نشده است، از ما هم برای گاز یکمیلیون تومان میخواهند، ما از کجا یکمیلیون بیاوریم. اگر برای گاز یکمیلیون داشتیم که اینجا در این بدبختی زندگی نمیکردیم، میرفتیم جای بهتری که حداقل گاز و آب داشته باشد.»
عباسی یکی دیگر از اهالی، گفتههایش را درباره مشکلات کشف اینگونه شروع میکند: «آقا بنویسید کشف همهاش مشکل است.»
او ادامه میدهد: «کجا مردم بدون آب زندگی میکنند و این همه از آنان برای یک امتیاز آب یا برق یا گاز پول میگیرند. مردم خسته شدهاند از این همه کمبود و مشکلات. چرا مسؤولان سری به این روستا نمیزنند تا خودشان مشکلات ما را ببینند. چرا باید از این مردم با این همه محرومیت ۷۰درصد سهم آسفالت را بگیرند. به نظرتان همان ۳۰درصد دیگر را هم خودشان بدهند، بهتر نیست؟»
پس از صحبتهای این فرد، یک نفر دیگر از اهالی میگوید: «من خودم از جای دیگر استعلام گرفتم که هر متر آسفالت را ۱۸هزار تومان ارزانتر از نرخی که قرار است از مردم بگیرند، انجام میدهد و با شورا هم مطرح کردم، ولی خبری نشد.»
وقتی با مردم صحبت میکنم، سطل بزرگ زبالهای را میبینم که افتاده است و طاهری از اهالی درباره نظافت روستا میگوید: «این هم وضع نظافت این روستا، البته باید این را هم بگویم که وجود گاوداری و دامداری هم تهدیدکننده سلامت مردم است.»
یکی دیگر از مشکلاتی که اهالی به آن اشاره میکنند، بحث نحوه واگذاری زمین برای ساخت و ساز است.
امکانات فرهنگی حق ماست
جوانی از اهالی کشف به بحث امکانات رفاهی کشف اشاره میکند و میگوید: «آیا مردم اینجا نباید یک دکه روزنامه داشته باشند؟ آیا مردم اینجا نباید چند متری فضای سبز داشته باشند؟ آیا این مردم نباید یک کتابخانه داشته باشند؟»
متأسفانه مثل دیگر روستاهای حاشیه مشهد درد دل مردم کشف هم کم نیست و من البته خبرنگارم و کار من و همکارانم انعکاس مشکلات مردم سرزمینم است. کسانی که باید این مشکلات را بخوانند و به آن رسیدگی کنند، مسؤولند و من گاهی با خودم فکر میکنم مسؤول بودن چه وظیفه سنگینی است و فکر میکنم به آنچه مولایمان حضرت علی(ع) درباره کارگزاران حکومت اسلامی و وظایف آنان درباره مردم گفتهاند. فکر میکنم آیا مسؤولان توانستهاند به وظایف خود عمل کنند.
توضیح
پس از تهیه این گزارش و به دلیل تأخیر به وجود آمده در چاپ آن، خبرنگار ما با یکی از اهالی روستای کشف تماس گرفت تا از وضعیت آب روستا در حال حاضر اطلاع یابد که خوشبختانه خبردار شدیم مشکل آب روستا با آبرسانی جدید تا حد زیادی بر طرف شده است، اما فرد پاسخدهنده با تشکر از حل این مشکل به فشار کم آب نیز اشاره کرد و خواستار رفع این مشکل شد.






نظر شما